| خانه | آرشیو | پست الکترونیک |
|
سنگ صبور
کوچیک تر که بودم فکر می کردم بارون اشک خداست ولی مگه خدا هم گریه می کنه چرا باید دل خدا بگیره!!!! دوست داشتم زیر بارون قدم بزنم تا بوی خدا رو حس کنم اشک خدا رو تو یه کاسه جمع کنم تا هر وقت دلم گرفت کمی بنوشم تا پاک و آسمانی بشم!!! |+| نوشته شده توسط علی در 87/05/12 و ساعت 12 بعد از ظهر |
خیلی تنهام
اول از همه برايت آرزومندم که عاشق شوي، و اگر هستي، کسي هم به تو عشق بورزد، و اگر اينگونه نيست، تنهائيت کوتاه باشد، و پس از تنهائيت، نفرت از کسي نيابي. آرزومندم که اينگونه پيش نيايد، اما اگر پيش آمد، بداني چگونه به دور از نااميدي زندگي کني. برايت همچنان آرزو دارم دوستاني داشته باشي،
طلوع شادیها و غروب غمهایتان را آرزومندم... ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط علی در 87/05/12 و ساعت 11 قبل از ظهر |
برای ماه
|+| نوشته شده توسط علی در 87/05/05 و ساعت 1 بعد از ظهر |
|
درباره وبلاگ
![]() به سراغ من اگر می آیید.. نرم و آهسته بیایید مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من! منوی اصلی
صفحه نخستپست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازی ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها نوشته های پیشین
مرداد 1387تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 دی 1386 مهر 1386 تیر 1386 خرداد 1386 بهمن 1385 دی 1385 پيوندهای روزانه
ارمیاکالای ایرانی افتخار ایرانی آرشيو پیوندها پيوندها
قالب های حرفه ای وبلاگابزار وب فارسی امکانات
|
| Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar |
| set as your home page |