تبليغاتX
مهرٍ ماه
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
بدون شرح

چه زیباست بخاطر تو زیستن


وبرای تو ماندن و به پای تو مردن و به عشق تو سوختن


و چه تلخ وغم انگیز است دور از تو بودن


برای تو گریستن و به عشق و دنیای تو نرسیدن


ای کاش می دانستی بدون تو مرگ گواراترین زندگی است


بدون تو و به دور از دستهای مهربانت زندگی چه تلخ و ناشکیباست


ای کاش می دانستی مرز خواستن کجاست


و ای کاش می دیدی قلبی را که فقط برای تو می تپد


حرفها را گاه نمی توان گفت


من لحظه های با تو بودن را با اشکهایم تداعی میکنم

|+| نوشته شده توسط علی در 87/02/31 و ساعت 5 بعد از ظهر | 
روزهای بی او

 

شب شد، سياهي همه جا را گرفت

من ماندم و سكوتم

من ماندم و تنهايي ام

من ماندم و كاغذهاي سپيد و حرفهاي در دل مانده

روزگاري كوچه ي تنهايي ام روشن بود و بهاري

اما اكنون...

سرد، تاريك، غمبار، پر از سكوت، پر از تنهايي...

بي او چه كنم؟

|+| نوشته شده توسط علی در 87/02/30 و ساعت 12 بعد از ظهر | 
باز از آن کوچه گذشتم

  

|+| نوشته شده توسط علی در 87/02/15 و ساعت 7 بعد از ظهر | 
در آن نفس که ...

 

خدا چقدر از تو دورم مي دونم تو تنهاييام تنهام نمي زاري مي خوام بهت نزديكتر شم

 

از كجا شروع كنم، هيچي ندارم، هيچ چيز آماده نكردم،خدا من دوستت دارم.دستامو اگه رو به

 

 آسمون بلند كنم اگه

 

خيلي گريه كنم اگه زمين رو پر از اشك كنم اگر خودمو بخاك بمالم اگه فرياد بزنم اگه صداش كنم اگه

 

 ازش گلايه كنم جوابمو ميده ؟؟؟

 

 

 

|+| نوشته شده توسط علی در 87/02/11 و ساعت 1 بعد از ظهر | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar
set as your home page